هربار که میخواستم بخونمش یه نگاه به قطرش میکردم و تمام بی حوصلگی هام رو جلوی چشام میاوردم. حدود هشت ماه تمام کتابی رو که با شوق و ذوق خریده بودم گوشه کتابخونه خاک میخورد. بعد یه مدت دیگه کاملا بی تفاوت از کنارش رد میشدم.
تا اینکه بعد هشت ماه مصمم شدم واسه خوندنش...
تصمیم گرفتم روزی نیم ساعت بخونمش، فقط روزی نیم ساعت...
بهترین زمان هم قبل خواب بود. توی تختم نیم ساعت قبل خوابم رو به خوندن کتاب اختصاص دادم...
فکر میکنید چه اتفاقی افتاد؟ درسته، بدون کوچکترین فشاری حتی متوجه نشدم کی تموم شد کتاب...
لذت کتاب خوندن واسم دو برابر شده...
از اون به بعد تصمیم گرفتم روزی فقط نیم ساعت کتاب بخونم، باورتون نمیشه، یکی یکی داره اسم کتابهای معروف از لیست کتاب هایی که میخوام بخونم خط میخوره و جلوش یه جمله نوشته میشه "خوانده شد"...
ما را در سایت چطور به یک زبان دیگر صحبت کنیم؟ دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 5